درباره مدارس هوشمند بيشتر بدانيم.
اولين مدارس هوشمند در چه کشوري و توسط چه کسي ساخته شد؟
گفته ميشود اولين مدارس هوشمند در سال 1996 در انگلستان تاسيس شد و سپس مالزي در برنامه توسعه خود در پروژه «بيست بيست» مدارس هوشمند را جزو يکي از برنامههاي ارسالي خود قرار داد.
براي ايجاد مدارس هوشمند چه مسائلي بايد در نظر گرفته شود و اصولا تاسيس اين نوع مدارس نيازمند چه زيرساختها و لوازمي است؟
براي ايجاد اين نوع مدارس ابتدا بايد يک برنامه دراز مدت را مدنظر داشت به عنوان مثال مدرسهاي که امروز به نام هوشمند ايجاد ميشود ممکن است حتي بيشتر از 10 سال طول بکشد تا ابزار خود را که شامل زيرساخت ارتباطي، محتواي مناسب، آموزش معلمين، تغيير روشهاي آموزشي و فرهنگسازي والدين است کامل کند. شکل اين نوع مدارس هم از نظر فيزيکي يعني چيدمان صندليها و کلاسها و هم از نظر معماري و شکل ساختمان متفاوت است و بايد فضا به گونهاي ايجاد شود که دانشآموز به راحتي بتواند آزمايشگاهي را نيز در کنار ميز درسي خود داشته باشد. از سوي ديگر معمولا در اين کلاسها معلم نقش راهنما را داشته و بيشتر کار از طريق درگير کردن دانشآموز با مطالب انجام ميشود. اين نحوه آموزش باعث ميشود که هر دانشآموز مطالب مورد نظر را هم از نظر تئوري و هم عملي درک نمايد و بداند که اگر در آينده به مشکلي برخورد کرد از چه جايي دسترسي به اطلاعات براي رفع مشکل خواهد داشت.
اهداف در نظام آموزشي سنتي و هوشمندانه چه تفاوتي دارد؟
در نظام آموزشي سنتي افزايش اطلاعات دانشآموز و معلمين هدف بوده است يعني نظام به دانشآموزي که وارد مدرسه ميشد بايد فقط اطلاعات ميداد و هرگز تصور اين که خود دانشآموز نيز مولد باشد وجود نداشت اما اين اهداف به کلي در حال از بين رفتن است، هدف جديد در نظامهاي آموزشي، آموزش براي اطلاعات نيست بلکه آموزش براي کارآفريني است به طوري که دانشآموز در هر مقطع زماني که مدرسه را رها نمايد بتواند وارد محيط کار شود. در کشورهاي معدودي که مدارس هوشمند دارند نتايج خوبي در اين زمينه به دست آوردهاند. در کشور ما نيز که چندين مدرسه هوشمند در چند سال گذشته راهاندازي شده فضاي فرهنگي خوبي را به وجود آورده ولي تعداد مدارس ايجاد شده در مقايسه با آنچه بايد باشد بسيار اندک است.
اين مدارس با چه مشکلات و چالشهايي روبرو هستند؟
گراني سيستمهاي آموزشي در هر سه بخش زيرساخت، توليد محتوا و نيروي انساني از مشکلات عمده و جدي آن ميباشد. در زيرساخت هنوز شبکه پرسرعت اينترنت، آن گونه که در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه هست در کشور ما وجود ندارد در همين حوزه نبود نرمافزارهاي قوي و سيستمهاي نرمافزاري مديريت آموزشي به وفور به چشم ميخورد، در بخش توليد محتوا فعاليت بسيار محدودي انجام شده که قطعات محتواهاي توليد شده پاسخگوي نيازهاي حال و آتي اين نوع مدارس نيست. مشکل بعدي نبود نيروي انساني متخصص در اين حوزه است که هنوز سيستم آموزشي براي توليد چنين نيروي انساني در کشور ما تعريف نشده است لذا پيشبيني ميشود که سرعت توسعه مدارس مجازي و هوشمند در کشور ما زياد باشد اما جاي بسي اميدواري است که قدمهاي اول برداشته شده است
پروردگارا